پایم لب گور است

احساسم را از من مگیر

من بی احساساتم هیچم


موضوعات مرتبط: عاشقانه هایم

تاريخ : شنبه 1393/09/01 | 19:7 | نویسنده : میلاد |

می دانم

می دانم که خیلی سخت است

که این جسم ، آن جسم پاک و بی آلایش شود

و سخت تر

که روحم باز صیقل یابد

و ناب ناب شود

اما

خسته ام

این وضع ناراحتم می کند

می خواهم غیر از این باشم

می خواهم آن چیزی باشم که بوده ام

من کسی را گم کرده ام

که درونم می زیست

من خود شاعر و عاشقم را گم کرده ام

می یابمش

می آورمش

و برای روز آمدنش جشن خواهیم گرفت

من و تویی که آن مرد زیبا را دوست داریم

هرچقدر هم که سخت باشد

پیدایش می کنم

بگو که می توانم

بگو


موضوعات مرتبط: عاشقانه هایم

تاريخ : دوشنبه 1393/08/26 | 19:32 | نویسنده : میلاد |
زندگی بی عشق جریان ندارد

معنا ندارد

می خواهم جاری باشم

ترجمه زندگی شوم

تا آخرین نفس

تا جایی که جان دارم

که پیشه من عشق است

و دگر هیچ نمی دانم


موضوعات مرتبط: عاشقانه هایم

تاريخ : پنجشنبه 1393/08/22 | 16:0 | نویسنده : میلاد |
آینه هم

می شکند آخر

هزار تکه می شود

اما هر تکه اش آینه می شود باز

من آینه ام

پودر هم که شوم

باز هم وجود دارم

هستم



تاريخ : دوشنبه 1393/07/07 | 20:15 | نویسنده : میلاد |
خدایا

من حریف تو نیستم

با من بازی نکن!



تاريخ : دوشنبه 1393/07/07 | 20:10 | نویسنده : میلاد |
خدایا

تو که این همه صبر کردی

باز هم صبر کن

دیگر در این دنیا هیچ از تو نمی خواهم

از تهی سیر سیرم

چیزهای خوبی که اینجا میخواستی به من دهی

بگذار برای آن دنیا دیگر!

 


موضوعات مرتبط: عاجزانه هایم

تاريخ : دوشنبه 1393/07/07 | 20:7 | نویسنده : میلاد |
خدایا

من سیمرغ بلورین بهترین نقش اول فیلمهای تو را نمیخواهم

من میخواهم

خود یکی از آن سی مرغ بلورین باشم!


موضوعات مرتبط: عارفانه هایم

تاريخ : دوشنبه 1393/07/07 | 20:5 | نویسنده : میلاد |
خدا

من از تو گلایه دارم

آنقدر سفرت طولانی شد

آنقدر نبودی

که ندیدی من چگونه بزرگ شدم!

نفهمیدی چقدر درد کشیدم

حداقل حالا بیا

تا ببینی چقدر شکسته شده ام

 


موضوعات مرتبط: عاجزانه هایم

تاريخ : دوشنبه 1393/07/07 | 19:59 | نویسنده : میلاد |
خدا

من تمام شده ام

یا تو دست از سرم برداشته ای؟



تاريخ : دوشنبه 1393/07/07 | 19:5 | نویسنده : میلاد |
یک عمر گذشت 

اما لحظه ای به کام دل ما نشد

ای کاش

لحظه های عمر شما شاد باشد و شیرین تر

هر روز نفس می کشم

به امّید فردایی زیباتر

فردا می رسد از راه

و باز امید به فرداهای دیگر

این زندگی نشد

زجر است

کی این عذاب به سر می رسد آخر؟

به سر می رسد آخر


موضوعات مرتبط: عاجزانه هایم

تاريخ : یکشنبه 1393/06/30 | 21:42 | نویسنده : میلاد |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.