یکی مثل من به جایی می رسد

که دستهای خالیش به جایی نمی رسد

قدم به قدم پیش می رود ولی

با قدم های خسته به راهی نمی رسد

با دلی ناامید، سر پر از فکر شوم

هرچه صدا می زند ،  جوابی نمی رسد

سایه ی سخت دیروز بر سر زندگی

خوشا آن روز که به فردایی نمی رسد


موضوعات مرتبط: عاجزانه هایم

تاريخ : یکشنبه 1393/05/05 | 18:1 | نویسنده : میلاد |

بیا ؛ همین امروز بیا

میدانم که فردا به این زیبایی نیست

همانطور که امروزم ،

مثل دیروز  رویایی نیست

چقدر خوب می خندی ، خنده ات چقدر خوب دل می برد

همین حالا برایم بخند

فردا چهره ات به این تماشایی نیست

افسوس ؛ افسوس می خورم

چه چیزها در دیروز جا گذاشتم

و حالا هیچ به یادگار ندارم

هرچه می توانی بکن برایم ، همین ها برای فردا یادگاری است

من قاب عکس زیبایی برایت می شوم

این را به تو قول می دهم

می توانی یک عمر از منظره ام لذت ببری

اگر برداری غباری که بر چهره ام جاری است .


موضوعات مرتبط: عاشقانه هایم

تاريخ : چهارشنبه 1393/04/25 | 20:6 | نویسنده : میلاد |
یک جای کار ایراد دارد انگار

مدتی است

که دگر من خودم نیستم

سر تا به پا ، تمام قدر

این منم که مدام

روبروی قامت بی جان خود می ایستم

می دوم دوان دوان

به دنبال خود می گردم

نمی دانم به کجا می روم اما

می دانم که اهل اینجاها نیستم

روزگاری حال و روز بهتری داشتم

پر بودم از آرزوهای رسیدنی

حال رسیده ام اما به هیچ نرسیده ام

آن طور که فکر می کنید کال نیستم

کرم خورده شده ام

آخر تو بگو من را گزین کرده ای چرا؟

شاید به خیال خود در اوج می زیستم

دیگر رمقی نیست

کار از آنجا که باید گذشته است

گریه دارد حال من

من هم به حال خود گریستم

 


موضوعات مرتبط: عاجزانه هایم

تاريخ : سه شنبه 1393/03/20 | 19:34 | نویسنده : میلاد |
کاش میشد

یکبار آن طور که من میخواهم میشد

آن جوری که برای خودم خواسته ام

نه برای دیگران

خدایا

کاش می شد

یکبار

فقط یک بار

مرا بیشتر از کسانی که دوست می دارم

دوست بداری


موضوعات مرتبط: عاجزانه هایم

تاريخ : یکشنبه 1393/03/18 | 19:40 | نویسنده : میلاد |
وقتی که می میرم

تنها عکس خنده ام را چاب کنید

چون

این تنها چیزی است

که من برای همه شما به یادگار گذاشته ام


موضوعات مرتبط: عاشقانه هایم

تاريخ : سه شنبه 1393/03/13 | 22:3 | نویسنده : میلاد |
خدایا

خدای خوب من

می دانم ، که می دانی

می دانی که چه روزهایی را می گذرانم

می دانی که چه سخت می گذرد

اما باز هم تو را شکر می گویم

در کنار این همه سختی

چیزهایی را برایم قرار داده ای

که با وجودشان احساس آرامش کنم

می دانم ، که می دانی

وجودت باعث آرامش است

تو را شکر می گویم بابت همه خوبی هایت

و بابت همه سختی ها و مشکلاتت

خدایا

خدای خوب من

می دانم

که بعد از همه این روزهای سخت

روزهایی خوبی در راه اند

و من

روز به روز به آنها نزدیک تر می شوم

خدایا

می دانم که روزهایم دگرگون خواهند شد

اما تا آن روز

به من طاقتی عطا بفرما

تا مشکلات خردم نکنند

و صبری به من ده

تا در برابر سختی ها شکیبا باشم

خدای خوب من

روزهای خوبی را که می دانم برایم خواسته ای

کمی زودتر از موعدشان به من برسان

خدای خوب من

تا تو هستی

دردی نیست

 


موضوعات مرتبط: عاشقانه هایم ، عارفانه هایم

تاريخ : شنبه 1393/03/10 | 23:39 | نویسنده : میلاد |
شب سیاه ما

یلدا هم که باشد

به سر می رسد آخر

و از پس این شب سیاه

صبحی خواهد رسید

که غروبی بر آن نیست

پس تا رسیدن صبح

بیا روی لبهامان

قاچهای هندوانه خنده بکاریم

هرجند

که غصه از سر و رویمان ببارد

و یادت باشد

که خدا هم همیجا کنار ماست

شریک غصه های ما

شریک شب یلدای ما

و خوشحال از خنده های صبح زیبایمان


موضوعات مرتبط: عاشقانه هایم

تاريخ : جمعه 1393/01/29 | 0:40 | نویسنده : میلاد |
من برایت شعر می گویم تا بدانی

عشق تو ، در سینه ام آکنده است

قصه خوبی های تو پایان ندارد

یاد تو ،در تمام لحظه هایم زنده است

هر چه می گویم جز حقیقت نیست ای گل

بوی عطرت ، تا ابد پاینده است

سخت می جویم،نمی یابم کلامی در خور تو

بس که نهاد تو، گوهری ارزنده است

وقتی نباشی روزهایم بی مهر و سرد است

مهر ، از تو روز و شب تابنده است!

حیف شد ، بیتهایم مثل  تو زیبا نیست

زبان چرب من در بیانت وامانده است

قصه کوتاه می کنم، جای سخن نیست

قهر تو ، چون خنجری برنده است





موضوعات مرتبط: عاشقانه هایم

تاريخ : پنجشنبه 1393/01/28 | 21:23 | نویسنده : میلاد |
"تو بگو تا برایت رج به رج ببافم

سبزی تارهای نگاهت را به پودهای بی قرار روزها

تا زندگی قالی ای شود خوش نقش به روی دار..."


"تو تار باش و بزن

من پودی میشوم که ماهرانه می پیچم لا به لای کهنه قالی زندگی..."

هر دو از ابیات زیبای "برف اردیبهشت"


موضوعات مرتبط: عاشقانه هایم

تاريخ : دوشنبه 1392/12/05 | 21:44 | نویسنده : میلاد |
دیگر اسقاطی شده ام

سالهاست که از اوج و زیبایی ام می گذرد

حالا فقط به درد سقف زدن می خورم

یا کلکسیونی از زیباهای از کار افتاده



موضوعات مرتبط: عاجزانه هایم

تاريخ : دوشنبه 1392/12/05 | 20:1 | نویسنده : میلاد |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.